تحلیل آیات قرآن مربوط به گردشگری با محوریت تفسیر علامه طباطبایی

به نام خدا

تحلیل محتوای آیات قرآن مربوط به گردشگری با محوریت تفسیر علامه طباطبایی(ره)

دکتر ابراهیم عزیزی- دکتر حسن مهدیفر

متن مقاله    از منظر قرآنی آبادانی دنیا و سعادتمندی آخرت دو مقوله به هم پیچیده است. خوشبختی دنیا بدون خوشبختی اخرت اگر حاصل هم بشود به درد نخور خواهد بود. و از طرف دیگر آبادانی آخرت بدون آبادانی دنیا مقدور نخواهد بود. چرا که با عمل جامع و کامل به شریعت الهی تمام ابعاد و نیازهای انسانی درمان شده و کمال اخروی و روحی با کامل دنیوی و جسمی قرین می گردد. سیر، سیاحت، گردش و گردشگری و باستان شناسی از ابعاد مختلف روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و شرعی قابل بحث و امعان نظر است. چرا که در همه آن ساحات دارای تاثیرات شگرف و دارای اهمیت فراوان می باشد. از همین سوی قرآن کریم که از سوی خدای حکیم نازل شده بی تفاوت از کنار این مساله نگذشته و شریعت جامع و کامل اسلام که به تمامی ابعاد زندگی و نیازهای بشر وارد شده و از هیچ نیاز و بعدی فروگذاری نکرده است؛ به مقوله گردشگری نیز با پردازش سنگین و پرتعداد بر اهمیت، ماهیت و هدف گردشگری ورود پیدا کرده است. از آنجایی که مراحل رسیدن به نتایج وعده داده شده در قرآن کریم از مرحله اسم گذاری، زبان آوری، ایمان در دل، عمل به جوارح حاصل می گردد؛ در مقوله گردشگری نیز می بایست به دستور خدای حکیم با همان شیوه و سبکی که آمده پرداخته شود تا اهداف گردشگری اسلامی حاصل شود. این مقاله به دنبال تحلیل محتوای آیات فراوانی است که در مقوله گردشگری در قرآن آمده تا حکم فقهی، اهداف، مخاطبین، و وظیفه حکومت در زمینه گردشگری از منظر اسلام تبیین گردد.

مفاهیم

سیر در لغت

برخی از لغت دانان سیر را به معنی راه رفتن، مشی و پیاده روی و پیمودن و گذشتن و گذر کردن در زمین دانسته اند.( قرشی،1412، ج‏3 ،ص361 و ، راغب،1404، ص: 433 ) و برخی نیز سیر را معنی رفتن مادی و جسمانی در مقابل سری و اسراء به معنی رفتن روحانی دانسته اند. ( مصطفوی،1402، ج‏5، ص: 350)

گردشگری

گردشگری یا توریسم: (tourism) به‌طور کلی به عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می‌شود. هر چند که در سال‌های اخیر شامل هرگونه مسافرتی می‌شود که شخص به واسطه آن از محیط کار یا زندگی خود خارج شود. به کسی که گردشگری می‌کند گردشگر یا توریست (tourist) گفته می‌شود.

سیاحت و سیاح

سیح به معنی آب جاری بر روی زمین است. سیاح یعنی شخصی که برای عبادت در زمین سیر می کند.(ابن منظور، 1414،ج‏2، ص492) و برخی آن را هم معنی سیر کردن دانسته اند.(طریحی، ج‏2، ص376)

سفر و مسافرت

سفر به معنی رفتن به محیطی غیر از محدوده زندگی خود است.( مصطفوی، 1402، ج5، ص166) برخی سفر را به معنی پرده بر داشتن و آشکار کردن‏ دانسته اند( راغب،1404، ص412) و دلیل سفر نامیدن مسافرت را آشکار شدن اخلاق و خصوصیات شخص در سفر بیان کرده اند. (قرشی، 1412، ج‏3، ص271) برخی از لغویون نیز قطع طرق را راه رفتن و پیمودن مسیر را معنی سفر نوشته اند.(فیومی، بی تا، ج‏2،ص 278)

توریسم

واژه توریسم از کلمه تور (tour) به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین turns به معنای دور زدن، رفت و برگشت بین مبدأ و مقصد و چرخش دارد که از طریق زبان‌های فرانسه و انگلیسی به فارسی راه یافته‌است. معادل فارسی آن گردشگری است.(ویکیپدیا)

اصل عملی فقهی در مساله گردشگری

از بین اصول عملیه برائت، احتیاط، تخییر و استصحاب به دلیل اینکه شک در اصل تکلیف وحکم بوده و شبهه تحریمه است؛ در چنین مواردی به اجماع اصولیون اصل برائت جاری می گردد.( انصارى، 1416 ،ج‏1، ص: 368)یعنی گردشگری حرام نبوده. و اصل خحلال بودن آن است. البته معلوم است که گردشگری دارای انواع و اقسام مفصلی می باشد. که حکم هر نوع را می توان جداگانه بررسی و بیان کرد. ولی گردشگری به صورت مطلق حکم اباحه دارد. همانند معامله با وجود اینکه دارای اقسام حلال و حرام می باشد ولی اصل عملی به صورت مطلق برای معامله حلیت و اباحه می باشد.

شناسایی و دسته بندی آیات مربوز به گردشگری

با تتبع در آیات قرآن کریم می توان دو دسته از آیات را شناسایی کرد. دسته اول آیاتی هستند که با فعل "امر سیروا فی الارض" به گردشگری دستور داده اند. و دسته دوم آیاتی هستند که با استفهام تهییجی و ترغیبی و با لفظ " ا فلم یسیروا فی الارض" به گردشگری ترغییب کرده است. ما در این مقاله دو دسته را به صورت مجزا به تحلیل معتوا خواهیم پرداخت.


جدول دسته اول از آیات مربوط به گردشگری

بکوجا:گردشگری در ایات قران


تحلیل محتوای این آیات

1- در تمامی آیات فوق سیر با فعل امر سیروا آمده که دلالت بر مطلوب بودن سیر برای شارع مقدس دارد (حیدرى، 1412،78) و از میان احکام پنجگانه حرمت، وجوب، کراهت، استحباب و اباحه حداقل چیزی که از آن استنباط می شود استحباب می باشد.و چون در هفت آیه تکرار شده تاکید نیز از آن حاصل می گردد. (آخوند خراسانى1409،ص70)

2- مخاطب آیه 137آل عمران مومنان هستند. یعنی سفر کردن برای مومنان نه تنها حرام نیست؛ بلکه مستحب موکد نیز می باشد. البته از ظاهر سیاق آیه 36 نحل بر مى‏آید که خطاب در کلمه" سیروا " به کسانى است که شرک ورزیده و مى‏گفتند:" اگر خدا مى‏خواست چیزى غیر از او نمى‏پرستیدیم" و التفات از غیبت به خطاب به ایشان براى بهتر تاثیر کردن سخن و تثبیت کلام و اتمام حجت بوده است. (طباطبایی، 1374، ج12،ص356)

3- در تمامی آیات سیر در زمین آمده و زمین به صورت مطلق بیان گشته است. مفرد محلی به الف ولام مفید اطلاق است. (عراقى،‏1363،ص468) پس شامل هر نوع سفری به هر جای کره زمین می شود. و شامل بیابان، خشکی، دریا، کوه، مناطق سردسیر، مناطق گرم سیر و مناطق سرسبز و غیره می شود.

4- کلمه" سنن" در آیه 137 آل عمران جمع سنت است، که به معناى طریقت و روش است.(طباطبایی، 1374،ج4،ص30) یعنی در سبک زندگی پیشینیان دقت کنید که آیا مومن بودند یا کافر و ظالم طغیان گر بر پروردگار خویش. قرآن مجید دورانهاى گذشته را با زمان حاضر و زمان حاضر را با تاریخ گذشته پیوند می دهد، و پیوند فکرى و فرهنگى نسل حاضر را با گذشتگان براى‏ درک حقایق لازم و ضرورى می داند. زیرا از ارتباط و گره خوردن این دو زمان (گذشته و حاضر) وظیفه و مسئولیت آیندگان روشن مى‏شود. (مکارم شیرازی، 1374،ج‏3، ص: 102)

5- این که امر فرموده در زمین سیر کنند براى این است که از سرگذشت امتهاى گذشته عبرت بگیرند، و سرانجام پادشاهان و فراعنه طاغى را ببینند که چگونه قصرهاى رفیعشان به دردشان نخورد، و ذخیره‏هاى موزه سلطنتیشان، و تخت مزین به جواهرشان، و لشکر و هوادارانشان سودى به آنان نبخشید، و خداى تعالى همه را از بین برد. و چیزى به جز سرگذشتى که مایه عبرت باشد از آنان باقى نماند.(طباطبایی، 1374، ج4، ص30) و از این آیه به دست می پآید که جهانگردىِ هدفدار و بازدیدِ توأم با اندیشه، بهترین کلاس براى تربیت انسان‏هاست. (قرائتى‏،1383،ج‏1، ص: 613) برخی نوشته اند سفر کنید تا خبر های دروغگویان را بشناسید که کتابهای آسمانی بر آنها نازل شد تا پند گیرند ولی آنان پند نگرفته و دچار عذاب شدند. حال شما نیز مانند آنها رفتار نکنید و کار آنها را تکرار نکنید که همان عاقبت نصیب شما خواهد شد. (طبرسى، 1372، ج‏2، ص842)

6- به نظر می رسد دیدن آثار باستانی در این آیات و دیدن آثار به جا مانده از پادشاهان و ثروتمندان برخوردار بیشتر مد نظر آیات می باشد. البته با هدف عبرت گیری و این که آنان که شاه وقدرتمند بودند؛ عاقبتشان مرگ و نابودی و ورود به آخرت است. پس در انتخاب راه زندگی خود دقت کنید. و آثارى که در نقاط مختلف روى زمین از دورانهاى قدیم باقى مانده اسناد زنده‏ و گویاى تاریخ هستند، و حتى ما از آنها بیش از تاریخ مدون بهره‏مند مى‏شویم، آثار باقى مانده از دورانهاى گذشته، اشکال و صور و نقوش روح و دل و تفکرات و قدرت و عظمت و حقارت اقوام را به ما نشان میدهد، در صورتى که تاریخ فقط حوادث وقوع یافته و عکسهاى خشک و بى روح آنها را مجسم مى‏سازد. (مکارم شیرازی، 1374،ج‏3، ص: 103)

7- از همین معنا حفظ آثار باستانی و به جا مانده از پیشینیان همت لازم به خرج داده شود. هدف از آن بت پرستی و تعصبات جاهلی و نژاد پرستی نبوده بلکه به هدف عبرت گیری باید انجام شود. و شکی نیست که مشاهده آثار گذشتگان و اقوامى که بر اثر پشت پا زدن به حقایق راه فنا و نابودى را پیمودند، تاثیرش بسیار بیشتر از مطالعه تاریخ آنها در کتابها است، زیرا این آثار حقیقت را محسوس و قابل لمس مى‏سازد. (مکارم شیرازی، 1374،ج‏5، ص: 163)

8- با مشاهده آیات قبلی در سوره انعام می توان گفت که منظور از دروغگویی، دروغگویان بر پیامبران و کسانی هستند که پیامبران را قبول نداشته و آنان را دروغگو دانسته و مسخره می کردند.(طباطبایی، 1374،ج7،ص33)

9- در آیه 42 سوره روم خدای تبارک و تعالی رسول خدا (ص) را مامور مى‏کند به اینکه به مردم دستور دهد در زمین سیر کنند. (طباطبایی، 1374،ج16،ص295) از این آیه به دست می آید که حاکم اسلامی می بایست در زمینه گردشکری اقدامات و زمینه های لازم از حفظ و مرمت آثار باستانی گرفته تا اقامت، هزینه های سفر گردشگران را مبذول دارد تا امر گردشگری اسلامی رونق گیرد.

10- آیه 20 تا 23 سوره عنکبوت، به رسول خدا (ص) دستور مى‏دهد که مشرکین را مخاطب قرار داده، و حجت خود را علیه ایشان تمام کند، و به سیر در زمین ارشادشان نماید تا بفهمند کیفیت آغاز خلقت و ایجاد ایشان با اختلافى که در طبیعتهاى خود دارند، و تفاوتى که در رنگها و اشکالشان هست، چگونه بوده، و چگونه خدا آنها را بدون الگو و نقشه قبلى، و بدون حساب و عددى معین، و یا نیرویى مثل هم آفریده، این طرز فکر دلیل قاطعى است بر اینکه قدرت او حساب و اندازه ندارد.(طباطبایی، 1374،ج16،ص174) این آیه یک محاجه عملی با کفار برای اثبات قالقیت الهی و امنکان تحقق قیامت می باشد؛ که با سیر در زمین و تفکر در نشانه های قدرت خدا می بایست به آن پی ببرند. یعنی خلقت اولیه فعلی دلیل امکان خلقت جهان پس از مرگ می باشد. امروز این آیه براى دانشمندان معنى دقیقتر و عمیقترى مى‏تواند ارائه دهد و آن اینکه بروند و آثار موجودات زنده نخستین را که به صورت فسیلها و غیر آن در اعماق دریاها، در دل کوه‏ها، و در لابلاى طبقات زمین است ببینند، و به گوشه‏اى از اسرار آغاز حیات در کره زمین و عظمت و قدرت خدا پى برند و بدانند که او بر اعاده حیات قادر است‏.(مکارم شیرازی، 1374،ج‏16، ص: 238)

11- وقتی پیامبر اسلام به کفار و غیر مسلمانان دستور سیر در زمین می دهد؛ از آیه فوق برمی آید که حاکم اسلامی می تواند گردشگری اسلامی را برای کفار و غیر مسلمانان نیز راه اندازی کند. البته گردشکری که نتیجه آن به ایمان به قیامت و ربوبیت الهی ختم گردد.چرا که آنان برای عدم پذیرش حق و وجود قیامت به آباء و اجداد خود اشاره می کردند که این سخن و وعده به آنان نیز گفته شد و آنان گوش نکردند؛ و چیزیشان نشد. که قرآن در جواب آنان می فرماید بروید سرگذشت آنان را بررسی کنید. تا ببینید عاقبت آنان چه شد؟

12- آیه 69 نمل نیز در گفتگوی با کسانی که وجود قیامت را قبول نداشتند؛ به پیامبراکرم (ص) دستور می دهد به آنان بگوید که در زمین سیر کنید و عاقبت کسانی که با نپذیرفتن قیامت به جرم مرتکب شدند؛ را مد نظر داشته باشند.که مرگ و حساب کتاب قیامت دامنگیر همه آنان شده و راه فراری ندارند.

13- در این آیه نپذیرفتن قیامت با مجرم بودن همسو شده است. می توان گفت انجام جرم با نپذیرفتن قیامت راحتتر می شود چرا که قانون بشری راههای فرار و دور زدن دارد. قابل توجه اینکه در این آیه بجاى" مکذبین" (تکذیب کنندگان معاد)" مجرمین" گفته شده، اشاره به اینکه تکذیب آنها به خاطر آن نبود که در تحقیق و بررسى اشتباه کرده باشند، بلکه سرچشمه آن لجاجت و عناد و آلوده شدن به انواع جرمها بود. ‏(مکارم شیرازی، 1374،ج‏15، ص: 531)

14- آیه شریفه، حجتى را بر معاد اقامه کرده، به این بیان که منتهى شدن عاقبت امر مجرمین به عذاب انقراض، خود دلیل است بر اینکه جرائم و ظلم‏ها این اثر را در پى دارد که صاحبش را گرفتار مؤاخذه و عذاب کند و بطور کلى عمل چه احسان و چه ظلم براى صاحبش نگهدارى مى‏شود، تا روزى طبق آن محاسبه گردد و اگر حساب تمامى اعمال مردم و کیفر آنها مخصوصا پاداش اعمال صالح در دنیا واقع نمى‏شود قطعا نشاه دیگرى هست که در آنجا واقع خواهد شد و آن نشاه آخرت است.(طباطبایی، 1374،ج15،ص555)

15- آیه 18 سبا پس از وجود آبادی های برکت داده شده و پی در پی خبر داده است. با توجه به اینکه زندگی و آبادی منوط به وجود آب و سرسبزی است؛ با زبان تایید گردشگری را در مناطق سبز و آبادی های پی در پی دستور می دهد. سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ" در این جمله کلمه قول در تقدیر است، و تقدیر آن" قلنا سیروا ..." است، یعنى و به ایشان گفتیم که: در این قریه‏ها سیر کنید، در حالى که ایمن باشید. (طباطبایی، 1374،ج16،ص550)

16- در این آیه از ضرورت وجود امنیت در امر گردشکری خبر داده که باز حکومت موظف ایجاد امنیت برای گردشگران داخلی و خارجی می باشد. که فقدان ان مانع تحقق گردشگری خواهد شد.

17- در این آیه از گردشگری شبانه و روزانه خبر می دهد که امکان هر نوع گردشگری روزانه و شبانه در مناطق مختلف باید مقدور باشد. اگر خواستید در روز گردش کنید، و اگر خواستید در شب، و خلاصه معنا، این است که آن چنان امنیت در این قراء برقرار کردیم، که سیر شب و روز در آنها فرقى نداشت، هر وقت مى‏خواستند مى‏توانستند با آرامش خاطر به سیر بپردازند.(طباطبایی، 1374،ج16،ص550) و در اینکه جمله سیروا فیها ... (در این آبادیها سیر کنید ...) به وسیله چه کسى به آنها ابلاغ شد، دو احتمال وجود دارد: یکى اینکه به وسیله پیامبران آنها به آنها ابلاغ شد، و دیگر اینکه زبان حال آن سرزمین آباد و جاده‏هاى امن و امان همین بود‏.(مکارم شیرازی، 1374،ج‏18، ص: 64) یعنی حاکم اسلامی می بایست مکانهای گردشگری را به گونه ای آماده سازی و سرمایه گذاری کند؛ که توریست جذب آن شود. و در این زمینه فقط به مکانهای طبیعی اکتفا نکرده و خودش جذبه های گردشگری را تاسیس کند. البته در مسیر حلال الهی.

18- امکان سیر و سیاحت همراه با امنیت در شب و روز از نعمتهای بزرگ الهی شمرده شده که متاسفانه مردم سبا قدر آن را ندانسته و کفران نعمت کردند. و بلا بر آنان نازل شد. و نعمت از دستشان خارج گشت. نه دیگر شهر سبایى ماند و نه روستایی و نه مردمى از آنان فقط سخنى و حکایتى از ایشان به جاى ماند، و حتى اجزاى وجودشان را هم متفرق کردیم، به طورى که دو جزء از اجزاى آنان متصل به هم باقى نماند، تکه‏هاى خرد و کلانشان از هم جدا شد، و بعد از آنکه مجتمعى نیرومند و داراى شوکت بودند، غبارى شدند، که حتى شبحى هم از ایشان نماند، و براى نسلهاى بعدى ضرب المثل شدند، که هر موجود نابود شده و تار و پود از دست داده را به آنان تشبیه کنند، و بگویند:" تفرقوا أیادى سبا- آن چنان متلاشى شدند که نعمت و قدرهاى مردم شهر سبا شد. (طباطبایی، 1374،ج16،ص551)









جدول دسته دوم از آیات مربوط به گردشگری

گردشگری در ایات قران


تحلیل محتوای این دسته از آیات

1- در همه این هفت آیه شریفه عبارت "أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ" تکرار شده است که بر اهمیت گردشگری در اسلام دلالت دارد. لم یسیروا مضارع مجزوم و به معنی "سیر نکردند" می باشد. همزه استفهام در اینجا از نوع استفهام ترغییبی و تهییجی می باشد. که به خاطر صدرات طلبی بر فاء عطف نیز تقدم م جسته است. و نوعی امر نیز حساب می شود.(ابن هشام، 1405، ج1، ص16) از نظر برخی از اصولیون فعل امر دلالت بر وجوب دارد. (مکارم، 1428،ج‏1، ص264) در اینجا نیز اگر تنها راه کسب معرفت اعتقادی، سیر و دیدن سرگذشت امتهای قبلی باشد؛ سیر واجب می شود.

2- مسائل مربوط به اعتقادات و باورها می بایست با استدلالهای عینی و محسوس پذیرفته شوند. و تقلید در اصول دین پذیرفته نیست. دستور به تفکر در زمینه باورها دستور ارشادی برای تذکر و تفکراست.(طبرسى‏،1372 ،ج‏5، ص: 412) و مشاهده مستقیم از کارآمدترین شیوه‏هاى دریافت حقیقت است. أَ فَلَمْ یَسِیرُوا ... فَیَنْظُرُوا (قرائتی، 1383، ج‏4، ص: 303)

3- سیر و سفر باید هدفدار باشد. أَ فَلَمْ یَسِیرُوا ... فَیَنْظُرُوا (قرائتی، 1383، ج‏4، ص: 303) و هدف سیر نباید خوش گذرانی صرف و غفلت باشد بلکه اهداف فرهنگی و ارتقا فکری و فرهنگی و کسب معرفت و ایمان به خدا و روز قیامت و ازدیاد بندگی خدا از اهداف عالی گردشگری است.

4- سیر و سیاحت در زمین و آگاهى از تاریخ و درس عبرت گرفتن، براى هدایت و تربیت بسیار کارگشاست. «فَیَنْظُرُوا» (قرائتی، 1383، ج‏4، ص: 303) در تبلیغ و تربیت، بهتر است از شیوه‏ها و استدلال‏هاى روشن استفاده شود.

5- حفظ آثار باستانى براى عبرت و بازدید آیندگان لازم است. «فَیَنْظُرُوا» و این کار بت پرستی و ملی گرایی نباید باشد. بلکه برای تعقل و انتخاب راه درست زندگی باید باشد.

6- انبیا و دین نه تنها ضد عقل و عقلانیت نیستند بلکه خود منادی تعقل و تفکر هستندعبارت «أَ فَلا تَعْقِلُونَ» بارها در قرآن آمده است. به کار انداختن عقل و فکر بشر از اهداف رسالت انبیا و قرآن است. و خرد و اندیشه اگر در مسیر درست باشد؛ انسان را به سوى مکتب انبیا پیش مى‏برد.

7- گاهی برای راه اندازی تفکر و تعقل و ارتقا فرهنگی جامعه باید سیر و گردش و اندیشیدن در حال راه رفتن عملی شود.

8- عمل های یکسان، عکس العمل های واحد دارد. اگر امت اسلام اعمال امتهای قبلی در عدم قبول انذار انبیا و وجود قیامت را مرتکب شود؛ مجازات آنها برای ما تکرار می شود. و در جمله‏" أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ ..." سعادت و خوشبختى تنها در قدرت و آبادانى نیست، بلکه در ایمان و پیروى از انبیاست ‏و فریفتگى به قدرت و ثروت، از موانع ایمان به انبیا است.

9- هیچ قوم و قدرتى تاب مقاومت در برابر قدرت و خواست خدا را ندارد. وسنت مرگ و ورود به آخرت برای تمامی انسانها واقع خواهد شد. با انکار آخرت و انحصار زندگی در دینا و فراموشی آخرت نمی توان راه به جایی برد. با اطاعت از قوانین خدا می توان هم دنیا را بهتر آباد کرد و هم می توان آخرت را آباد کرد. فراموشی و غفلت از آرت در جایی که حقیقتا آخرت ماندگارتر و بهتر از دنیا خواهد بود انتخاب جامعی نیست. و خسران آخرت را نمی توان با لذت دنیا معاوضه و مقابله کرد. توجّه به هلاکت و نابودى قدرت‏هاى بزرگ، عامل بازدارنده‏ى غرور وظلم و تجاوز و نافرمانی است. و نباید به جلوه‏هاى کاذب مستکبران توجّه شود، می بایست به عاقبت آنان نگاه شود. «عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ " (قرائتی، 1383، ج‏7، ص513) فرعونیان که سرزمین مصر را جولانگاه قدرت خویش قرار داده بودند و نمرودیان که با قدرت تمام بر پهنه سرزمین بابل و کشورهاى دیگر حکومت مى‏کردند؛ همه طعم نابودی، و مرگ و زوال دنیا را چشیدند. ما نیز به سرنوشت آنان در مرگ دچار خواهیم شد. ولی نباید به آخرت کفر آنان دچار شوبم.

10- جمله‏" أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ ..." امت پیغمبر اسلام (ص) را انذار مى‏کند یعنى همان انذارى که امتهاى گذشته را با آن انذار نمود، آنان نشنیدند و در نتیجه وزر و بال کار خود را چشیدند. (طباطبایی، 1374،ج11،ص380)

11- منکران قیامت، دین و دستورات خدا نهایت چیزی که به دنبالش هستند، ثروت، قدرت، و لذت مادی و دنیوی است. درحالیکه قرآن نیز به بالاتر بودن قدرت، و ثروت افراد قبل از نسلهای قدیمی.

حکم فقهی سفر معصیت

سفری که به قصد انجام کار حرام وگناهی باشد؛ سفر معصیت نام دارد. خود این سفر به خاطر هدفی که دارد حرام بوده و نماز در آن سفر شکسته نمی شود. سفر برای شکار با هدف خوشگذرانی نه برای تجارت و امرار معاش از مصادیق سفر حرام دانسته شده است.( علامه حلی، 1413،ج1، ص 325)

گردشگری از منظر روایات

1- عَنْهُ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ الثَّقَفِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَرْوَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَعْطَى مُحَمَّداً ص شَرَائِعَ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَى وَ عِیسَى التَّوْحِیدَ وَ الْإِخْلَاصَ وَ خَلْعَ الْأَنْدَادِ وَ الْفِطْرَةَ وَ الْحَنِیفِیَّةَ السَّمْحَةَ لَا رَهْبَانِیَّةَ وَ لَا سِیَاحَةَ أَحَلَّ فِیهَا الطَّیِّبَاتِ وَ حَرَّمَ فِیهَا الْخَبِیثَاتِ (برقی، 1371 ، ج‏1 ، ص287 و کلینى، 1407 ،ج‏2 ، ص17)

در روایات اسلامی سیاحت با رهبانیت در یک سمت و سو آمده که نشان می دهد که نوع خاصی از گردشگری دراسلام منع شده است. دراویش و صوفیان و عرفایی بودند که تمام عمر خود را در مسافرت از شهری به شهری و دهی به ده هستند و این کار را برای دنیا گریزی انجام می دهند. این نوع مسافرت صوفیانه حتی اگر حلالی را حرام نکند و حرامها نیز کنار گذاشته شده باشد باز در اسلام نهی شده است. چون همانند رهبانیت و ترک دنیاست. می توان گفت در این حدیث شریف گردشگری که در آن خبیثات و حرامها حلال شود و طیبات و واجبات حرام و متروک باشد تحریم شده است.

2- وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: جَاءَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ غَلَبَنِی حَدِیثُ النَّفْسِ وَ لَمْ أُحْدِثْ شَیْئاً حَتَّى أَسْتَأْمِرَکَ قَالَ بِمَ حَدَّثَتْکَ نَفْسُکَ یَا عُثْمَانُ قَالَ هَمَمْتُ أَنْ أَسِیحَ فِی الْأَرْضِ قَالَ فَلَا تَسِحْ فِی الْأَرْضِ فَإِنَّ سِیَاحَةَ أُمَّتِی الْمَسَاجِدُ قَالَ وَ هَمَمْتُ أَنْ أُحَرِّمَ عَلَى نَفْسِی اللَّحْمَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَفْعَلْ فَإِنِّی أَشْتَهِیهِ وَ آکُلُهُ وَ لَوْ سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ یُطْعِمَنِیهِ کُلَّ یَوْمٍ لَفَعَلَ فَقَالَ وَ هَمَمْتُ أَنْ أَجُبَّ نَفْسِی قَالَ یَا عُثْمَانُ لَیْسَ مِنَّا مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ بِنَفْسِهِ وَ لَا بِأَحَدٍ إِنَّ وِجَاءَ أُمَّتِی الصِّیَامُ قَالَ وَ هَمَمْتُ أَنْ أُحَرِّمَ خَوْلَةَ عَلَى نَفْسِی یَعْنِی امْرَأَتَهُ قَالَ لَا تَفْعَلْ یَا عُثْمَانُ فَإِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ إِذَا اتَّخَذَ بِیَدِ زَوْجَتِهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَیِّئَاتٍ فَإِنْ قَبَّلَهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ سَیِّئَةٍ فَإِنْ أَلَمَّ بِهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ حَضَرَتْهُمَا الْمَلَائِکَةُ وَ إِذَا اغْتَسَلَا لَمْ یَمُرَّ الْمَاءُ عَلَى شَعْرَةٍ مِنْ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُمَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُمَا سَیِّئَةً فَإِنْ کَانَ ذَلِکَ فِی لَیْلَةٍ بَارِدَةٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِلْمَلَائِکَةِ انْظُرُوا إِلَى عَبْدَیَّ هَذَیْنِ اغْتَسَلَا فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ الْبَارِدَةِ عِلْماً مِنْهُمَا أَنِّی رَبُّهُمَا أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ

عثمان بن مظعون می فرماید با خودم تصمیم گرفتم تمام عمرم را در سفر باشم و دست از دنیا بردارم این تصمیم را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان گذاشتم فرمودند به جای سفر در تمام عمر به مساجد برو. (ابن حیون، ج‏2 ، ص : 189)

3- وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ص‏ أَنَّهُ قَالَ یَوْماً لِبَعْضِ أَهْلِهِ لَا تَرُدُّوا سَائِلًا فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ کَانَ بِحَضْرَتِهِ مِنْ أَصْحَابِهِ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّهُ‏ «2» قَدْ یَسْأَلُ مَنْ لَا یَسْتَحِقُّ فَقَالَ نَخْشَى إِنْ رَدُّوا مَنْ رَأَوْا أَنَّهُ لَا یَسْتَحِقُّ أَنْ یَکُونَ مِمَّنْ یَسْتَحِقُّ فَیَنْزِلَ بِهِمْ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مَا نَزَلَ بِیَعْقُوبَ قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَا الَّذِی نَزَلَ بِیَعْقُوبَ قَالَ کَانَ یَعْقُوبَ ع یَذْبَحُ لِعِیَالِهِ کُلَّ یَوْمٍ شَاةً وَ یَقْسِمُ لَهُمْ مِنَ الطَّعَامِ مَعَ ذَلِکَ مَا یُشْبِعُهُمْ وَ کَانَ فِی عَصْرِهِ نَبِیٌّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ کَرِیمٌ عَلَى اللَّهِ لَا یُؤْبَهُ لَهُ قَدْ أَخْمَلَ نَفْسَهُ‏ وَ لَزِمَ السِّیَاحَةَ وَ رَفَضَ الدُّنْیَا فَلَا یَشْتَغِلُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهَا(ابن حیون، ج‏2 ، ص : 333)

از امام باقر علیه السلام روایت شده که اگر سائلی به شما روی آورد او را رد نکنید اگرچه فکر می کنید او دارا است. چرا که شاید شما اشتباه کنید و سائل واقعی را رد کنید و بلایی که بر سر یقوب آمد بر سر شما هم بیاید. پرسیدند ای پسر رسول خدا مگر بر سر یعقوب چه آمد. فرمود یعقوب پیامبر بود و اهل عیال زیاد داشت. .و هر روز یک گوسفند ذبح می کرد و باز کم می آمد. شبی یک پیامبری که ترک دنیا گفته بود و دائم در سفر بود به عبادت می پرداخت به در خانه وی آمد و آنها به وی چیزی ندادند. و او گرسنه خوابید و وقتی برای عبادت شبانه بلند شد از شدت گرسنگی غش کرد. یعقوب در خواب دید که بالیی بر سرش نازل خواهد شد. و جریان هجران یوسف اتفاق افتاد.

4- قَالَ رَسُولُ اللَّه‏ (ص) : لَیْسَ فِی أُمَّتِی رَهْبَانِیَّةٌ وَ لَا سِیَاحَةٌ وَ لَا زَمٌّ یَعْنِی سُکُوتٌ‏. (صدوق،1362،ج‏1، ص137) در این حدیث شریف از امت اسلام رهبانیت و ترک دینا و سکوت و گوشه گیری برای عبادت برداشته شده است. یعنی زندگی عادی اجتماعی در اسلام لازم است. این احادیث در پی رد گردشگری که مد نظر آیات 14 گانه قرآن کریم بود؛ نیستند. بلکه نوع خاصی از ترک دنیا در قالب زمین گردی و مسافرت دائمی صوفیانه وجود دارد که آن را نهی کرده اند. گردشگری خصلت حضرت عیسی بوده است. (مجلسى،1403 ،ج‏39 ،ص38)

نتیجه گیری

1- اصل گردشگری نه تنها مباح و مطلوب بوده بلکه دارای استحباب نیز می باشد. واگر تنها راه بدست آوردن معارف الاهیه در اعتقادات بر گردشگری استوار باشد؛ واجب می شود.
2- از بین انواع گردشگری، گردشگری که به هدف کسب معارف نسبت به سرگذشت امتهای قبلی و عبرت گیری و امکان وقوع قیامت مطلوب است.
3- سفر معصیت با گردشگری حلال فرق دارد.
4- حاکم اسلامی می بایست برای گردشگری اسلامی هزینه کند. هم برای مسلمانان داخلیو خارجی و حتی برای غیر مسلمانان خارجی
5- گردشگری حلال برای دیدن آثار باستانی امتهای قبلی برای عبرت گیری با زمین گردی دائمی صوفیانه با ترک دنیا متفاوت است.
6- حفظ آثار باستانی برای دیدن و عبرت گیری حلال و لازم است. و با بت پرستی و ملی گرایی فرق دارد.

پیشنهادات

1- با توجه به اینکه گردشگری از حیث هدف دارای انواع می باشد و گردشگری مد نظر قرآن هدفش عبرت گیری برای انتخاب راه درست می باشد پیشنهاد می شود آیات مربوط به گردشگری با ترجمه های مختلف در مراکز آثار باستانی نصب گردد.
2- با شگردهای هنری در جهت تامین هدف عبرت گیری کارهای خلاقانه انجام شود.
3- دولت و میراث فرهنگی به دنبال ترویج گردشگری اسلامی باشد.












کتابنامه

آخوند خراسانى، محمد کاظم بن حسین‏، (1409)، کفایة الأصول‏، قم، موسسة آل البیت علیهم السلام‏
ابن حیون، نعمان بن محمد ، 1385 ق‏، دعائم الإسلام، قم‏،مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏
ابن منظور، جمال الدین محمد بن مکرم، 1414، لسان العرب، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چ سوم.
ابن هشام، جمال الدین، 1405، مغنی اللبیب ، قم ، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی
انصارى، مرتضى بن محمدامین، فرائد الاُصول - قم، چاپ: پنجم، 1416 ق.
برقى، احمد بن محمد بن خالد، 1371، المحاسن، قم ، دار الکتب الإسلامیة ، چاپ دوم.
حیدرى، على نقى‏، 1412، اصول الاستنباط، قم‏، لجنه اداره الحوزه العلمیه‏
راغب، حسین،(1404)، مفردات فی غریب القرآن ، بی جا، دفتر نشر کتاب
راغب اصفهانى، حسین بن محمد ،1412 ، مفردات ألفاظ القرآن، لبنان، دار العلم و سوریه، الدار الشامیة.
صدوق ، محمد بن على ابن بابویه، 1362ش ، الخصال، مصحح غفارى، على اکبر، قم، جامعه مدرسین
طباطبایی، محمد حسین‏،1374، المیزان فى تفسیر القرآن‏، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین، چاپ پنجم‏
طبرسى، فضل بن حسن‏،1372، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: محمد جواد بلاغى‏، تهران‏،انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم‏
عراقى، ضیاءالدین،‏1363،تحریر الأصول‏، قم‏، مهر
علامه حلی،حسن، ۱۴۱۳ق ، قواعد الاحکام، قم، موسسه نشر اسلامی
فیومى، احمد بن محمد مقرى،بی تا، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، منشورات دار الرضی
قرشى، سید على اکبر، (1412)، قاموس قرآن، تهران ، دار الکتب الإسلامیة، چ ششم.
کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، 1407، الکافی ، تهران، دار الکتب الإسلامیة ،چاپ چهارم.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،1403 ق‏، بحار الأنوار، بیروت‏، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم‏
مکارم شیرازى، ناصر،1428 ، انوار الأصول، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب( ع) ،چاپ دوم.
-------------- ، 1374 ، تفسیر نمونه‏، تهران‏، دار الکتب الإسلامیة
مصطفوى، حسن، (1402) ، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 14 جلد، تهران، مرکز الکتاب للترجمة و النشر.







نظرات کاربران
ارسال دیدگاه